ابراهيم اصلاح عربانى
113
كتاب گيلان ( فارسى )
در سال 1314 مأموران دولت براى از ميان برداشتن جامه روحانيت در سراسر كشور با شدت بيشترى به تلاش برخاستند ولى تا چند سال پس از آن نيز برخوردها و مقاومتهائى وجود داشت و در برخى نقاط از جمله گيلان نسبت به خلع لباس روحانيون شدت عمل به خرج داده نشد چنانكه از نامه مورخ 15 آبان 1315 حكومت گيلان برمىآيد : « چون تاكنون به وضعيت آقايان دارندگان جواز عمائم كه مربوط به شهر رشت هستند رسيدگى به عمل نيامده و تعيين تكليف آنها موكول به انعقاد كميسيونى است كه قريبا تشكيل و تصميم مقتضى درباره آنها اتخاذ خواهد شد لهذا آقاى شيخ طاهر معالى به موجب اين يادداشت موقتا مجاز به استفاده از لباس روحانيت است . مهر و امضاء حكومت گيلان و طوالش » در گيلان ابتدا روحانيون از خود مقاومت نشان دادند و به تغيير لباس مبادرت نورزيدند . وقتى مأموران دولت به سختگيرى پرداختند برخى از آنان تا مدتى روزها از منزل خارج نمىشدند اما بالاخره نتوانستند به مقاومت خود ادامه دهند و ناچار لباس خود را تغيير دادند . مجالس عزادارى با وجود محدوديت زياد در گوشهوكنار شهرها و روستاهاى گيلان تشكيل مىگرديد و در مجالس پنهانى علاوهبر ذكر مصائب خاندان پيامبر مطالبى نيز به كنايه عليه رضا شاه و دولت بيان مىشد . پس از شهادت مدرس در گيلان مجالس يادبود پنهانى با شركت گروهى محدود تشكيل گرديد و گويندگان ضمن صحبت از سجاياى آن مرحوم و حمله به قاتلين و مخالفين وى ، عكس سيد را دستبهدست گردانده مىگريستند . كشف حجاب بانوان در گيلان با مخالفت قشرهاى مذهبى و روحانيون مواجه شد . اين مخالفتها در وهله نخست به صورت انتشار اعلاميهها و جزوهها و نشريههاى مختلف ظاهر گرديد ؛ شاعران و گويندگان در نقاط مختلف گيلان مخصوصا در رشت اشعارى سروده مخفيانه پخش نمودند . در همين زمينه قطعات و قصايدى چند از محمد عاصى رشتى ، اسماعيل دهقان ، كاظم لاكانى ، مداح شريعتى و چند تن ديگر منتشر گرديد كه در ميان مردم دستبهدست مىگشت . « 254 » در گيلان شديدترين حملات نسبت به كشف حجاب توسط حاج شيخ يوسف جيلانى انجام گرفت . وى با انتشار كتابى تحت عنوان وسيلة العفايف در 294 صفحه محاسن رعايت حجاب را براى زنان برشمرد و از كشف حجاب به شدت انتقاد كرد . پخش كتاب موجب توقيف نويسنده گرديد ولى چون شيخ در ميان مردم نفوذ زيادى داشت پس از مدت كوتاهى آزاد شد اما موفق به انتشار جلد دوم كتاب نگرديد . گيلان پس از سقوط رضا شاه در شهريور 1320 دوران سلطنت رضا شاه پايان يافت . اين ايام مصادف با بحرانىترين روزهاى جنگ جهانى دوم و اشغال ايران از سوى متفقين بود . در گيلان روسها از هوا و دريا به حمله پرداختند . بامداد روز سوم شهريور حملات كشتيهاى جنگى شوروى به گيلان آغاز شد و گروهى از سربازان ارتش سرخ در طوالش پياده شدند . تا روز ششم شهريور حملات روسها به شدت ادامه داشت . در اينروز دستور ترك مقاومت صادر گرديد اما هواپيماهاى شوروى روز هفتم شهريور بار ديگر شهرهاى رشت و لاهيجان و انزلى را بمباران كردند ، در نتيجه 203 نفر در رشت ، 29 نفر در لاهيجان و 7 تن در بندر انزلى كشته و عدهاى نيز مجروح شدند . بلافاصله شهر رشت به وسيله ارتش سرخ اشغال گرديد و رابطه اين شهر با تهران قطع شد . گروهى از مردم به قزوين و تهران فرار كردند و عدهاى نيز به روستاها پناه بردند . خانهها و مغازهها توسط افراد ولگرد و چپاولگر غارت شد و اشياء و لوازم و حتى در و پنجره پادگان نظامى به يغما رفت . در پايان شهريور فراريان اندكاندك به خانههاى خود بازگشتند . گيلان به طور كلى در اختيار روسها قرار گرفت . نمايش فيلمهاى تبليغاتى روسى در شهرها و حتى روستاهاى گيلان رايج شد . بسيارى از خانههاى بزرگ و تأسيسات ادارى و حتى كتابخانه ملى رشت به دست روسها افتاد . اشغال گيلان توسط روسها موقعيت مناسبى براى چپگرايان فراهم ساخت . آنها با آزادى كامل و با استفاده از نفوذ روسها فعاليت شديدى را در سراسر گيلان آغاز كردند . مخالفين نيز از پاى ننشستند و با وجود محدوديتهاى زيادى كه توسط ارتش سرخ براى آنها ايجاد مىگرديد به مبارزه با چپگرايان ادامه دادند . گروهها و اتحاديهها و احزاب و كانونهاى متعددى در گيلان ايجاد شد كه حزب ميهن ، حزب جنگل ، اتحاديه دهقانان ، اتحاديه شهر رشت از آن جمله بودند . ناامنى و هرجومرج تا زمانىكه روسها خاك گيلان را ترك نكرده بودند ادامه داشت . تسلط حزب دموكرات پيشهورى بر آذربايجان ، موجب بروز افكار و انديشههاى مختلف و حركتهاى گوناگونى در گيلان گرديد . قبل از شرح حركتهائى كه در گيلان آغاز شد و وقايعى كه در اين استان اتفاق افتاد براى آگاهى خوانندگان از علل و ريشههاى اين وقايع و حركتها به ذكر مقدمهاى مىپردازيم : سيد جعفر پيشهورى كه در نهضت جنگل به نام جوادزاده به گيلان سفر كرده و با گروه چپگرايان تندروى نهضت همكارى داشت در دوره 14 مجلس شورايملى به نمايندگى مجلس انتخاب شد ولى اعتبارنامه او تصويب نگرديد . وى سپس به نمايندگى از طرف كارگران و روشنفكران آذربايجان براى شركت در كنگره حزب توده انتخاب شد و نامزد عضويت در كميته مركزى اين حزب گرديد اما سران حزب توده كه نسبت به پيشهورى نظر خوبى نداشتند موجبات رد اعتبارنامه او را در كنگره فراهم ساختند . بدينترتيب پيشهورى كينه شديدى از حزب توده در دل گرفت و پس از مدتى به آذربايجان مراجعت كرد و زمينه تأسيس فرقه دموكرات را در آذربايجان فراهم ساخت . با تأسيس فرقه دموكرات آذربايجان وى تشكيلات حزب توده را در تمام نقاط آذربايجان تعطيل كرد و امير خيزى مسئول تشكيلات آذربايجان را بيرون راند .
--> ( 254 ) . ابياتى از قصيده مداح شريعتى در هجو مخالفان حجاب چنين است : به غير راندن شهوت چه درنظر دارد * كسىكه سعى به برچيدن حجاب كند برو بمير و به شيخ و فقيه طعنه مزن * چگونه شبپره تكذيب آفتاب كند كدام عقل كند حرف ياوه را تصديق * كدام فكر چنين كار ناصواب كند حجاب زن ز كجا سد باب معرفت است * ز رفع پرده چه مطلوبى اكتساب كند